X
تبلیغات
خدا جونم؟
درد و دلام با خدای خودم
سلام خدایا...شکرت واسه ی همه چی....

خودت کمکم کن.

راهی که درسته رو جلوی پام بذاار....


ازت یه عشق واقعی خواستم...

حالا دارمش...شکرت...ولی خب...شک...شک کردم..


دوروز پیش تولدم بود....

گند خورد بهش...

البته خودمم مقصر بودم......

ولی خب نمیدونم دیگه واقعا..........بیخیال..


ایشالا امسال سال خوبی باشه......

توبه میکنم و کمکم کن پاش باشم................

دوستت دارم..


فکر کنم این عقد موقتت درست باشه...اگ نیست خودت تمومش کن...جلوشو بگیر...هرچتد سختم میشه..

ولی رضایت تو مهمتره..


خلاصه حواست بهم باشه....مرسی..

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 10:28  توسط | 
سلام....

خوبی خدا جونم؟

خدایا؟

من خیلی ب عقلم نه؟

که هی خودمو فقط تو دردسر میندازم...


خدایا من دوسش دارم...ولی کاملا متوجه شدم که اشتباهه...

خدایا فقط کمکم کن از زندگیم بره...

واسه همیشه..

احساس خفگی میکنم..

به رهایی احتیاج دارم...


خدایا این یه بارم کمکم کن..

دیگه خودمو اینجوری تو دردسر نمیندازم..

قسم میخورم..


فقط مخوام بره از زندگیم..

واسه همیشه..


خواهش میکنم کمکم کن..


راستی. شکرت به خاطر همه چیز..

فقط تنهام نذار..ت. تنها امیدمی.



+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 10:49  توسط | 
خدایا دلم شدیدا گرفته

نمیدونم چیکار باید بکنم اصلا

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 16:34  توسط | 
خدایا

خیلی از هم دور افتادیم

کمکم کن و عشقت و دوباره تو ی دلم قرار بده

خدا جونم

نمیدونم چرا خودم و لایق نمیدونم

کمکم کن همه چیز و درست کنم

و شکرت بابت همه چیز

 

 

 

میدونی؟؟

راستشو بخوای احساس میکنم دیگه دوسم نداری

خجالت میکشم بیام سمتت...

یه نشونه بهم بده..

حتی روی توبه ندارم...

کمکم کن..

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 16:4  توسط | 
 خدایا

خودت کمکم کن،،،منکه شدیدا گیریپاز کردم،،،help me plz

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1392ساعت 23:3  توسط | 
خدایا؟؟؟

 

من کجاااام؟؟؟

 

این دنیا دنیای من نیست.....

 

خدایا بریدم دیگه.......

خستم از همه چیز......

 

از ان همه نامردی خستم........

از اینهمه دویدن و نرسیدن خستم؟؟؟

خوشی های من پس کجاست؟؟؟

نمیخوام بد باشم.........

ولی اصلا تو این دنیا مگه میشه بد نباشی و زندگی کنی؟؟؟

 

خدایا از این آدما خسته ام............

فقط میخوام برم.......

نمیدونم شاید اون سر دنیا آدما یکم مهربون تر باشن........

اینجا که.....!!!

دوست دارم برم...

آدمای جدید.........

خیابونای جدید...

زبون جدید.........

جایی که آدما به خودشون اجازه ندن واست تصمیم بگیرن..

تو خوب و بد کارهات دخالت کنن...

جایی که وقتی عشق بدی عشق بگیری...

شاید یه جایی همین نزدیکی...

 

خدایا......

از اینجا خسته ام......

از شرایطی که توشم خسته ام.......

 

میخوام برم......

فقط میخوام برم از اینجا.....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 18:37  توسط | 
فقط ببین چیکار میکنم دنیا

 

خدایا کمکم کن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392ساعت 16:34  توسط | 
خدایااااااااااااااا................

 

شدیدا از کارایی که کردم ناراحتم....

 

خودت بگو چیکار باید بکنم

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1392ساعت 10:58  توسط | 
خدایا....

 

چرا هیچکدوم از آدمات حرفه منو نمیفهمن؟؟؟؟؟؟؟؟؟////

 

دارم دیوونه میشم............

 

چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 22:58  توسط | 
خدایا

 

دلم خیلی پره

داغونم

 

کمکم کن رو تصمیمم پا بر جا بمونم......

 

همه چیز تموم شد......

 

حکمت اینهمه تکرار چیه؟؟؟

 

گناه منه احساساتی چیه؟؟؟

 

میدونم گناه کردم......

ولی اگه دیگه تورم نداشته باشم چی؟؟؟

 

خدایا من جز تو هیشکی و ندارم......

هیشکی..

 

تو دیگه تنهام نذار.....

تو قدر احساساتم و بدون......

میدونی نه؟؟؟؟؟؟؟؟///

 

چرا هیچکس من و نمیفهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدایا.......

فقط خودت............

راهشو بهم نشون بده که تا ابد اینهمه احساسو عشق و

فقط پای تو بذارم..........

 

نمیدونم تو دنیا چیکاره ام؟؟

زمان....

زمان مفهوم خودشو برام از دست داده............

 

نمیدونم کجام...............

خدایا راه درست و خودت نشونم بده.............

 

دستم و بگیر.....

میخوام برگردم.............

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 21:22  توسط | 
خدایا

 

دلم خیلی پره

داغونم

 

کمکم کن رو تصمیمم پا بر جا بمونم......

 

همه چیز تموم شد......

 

حکمت اینهمه تکرار چیه؟؟؟

 

گناه منه احساساتی چیه؟؟؟

 

میدونم گناه کردم......

ولی اگه دیگه تورم نداشته باشم چی؟؟؟

 

خدایا من جز تو هیشکی و ندارم......

هیشکی..

 

تو دیگه تنهام نذار.....

تو قدر احساساتم و بدون......

میدونی نه؟؟؟؟؟؟؟؟///

 

چرا هیچکس من و نمیفهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدایا.......

فقط خودت............

راهشو بهم نشون بده که تا ابد اینهمه احساسو عشق و

فقط پای تو بذارم..........

 

نمیدونم تو دنیا چیکاره ام؟؟

زمان....

زمان مفهوم خودشو برام از دست داده............

 

نمیدونم کجام...............

خدایا راه درست و خودت نشونم بده.............

 

دستم و بگیر.....

میخوام برگردم.............

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 21:22  توسط | 
خدایا

 

دلم خیلی پره

داغونم

 

کمکم کن رو تصمیمم پا بر جا بمونم......

 

همه چیز تموم شد......

 

حکمت اینهمه تکرار چیه؟؟؟

 

گناه منه احساساتی چیه؟؟؟

 

میدونم گناه کردم......

ولی اگه دیگه تورم نداشته باشم چی؟؟؟

 

خدایا من جز تو هیشکی و ندارم......

هیشکی..

 

تو دیگه تنهام نذار.....

تو قدر احساساتم و بدون......

میدونی نه؟؟؟؟؟؟؟؟///

 

چرا هیچکس من و نمیفهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدایا.......

فقط خودت............

راهشو بهم نشون بده که تا ابد اینهمه احساسو عشق و

فقط پای تو بذارم..........

 

نمیدونم تو دنیا چیکاره ام؟؟

زمان....

زمان مفهوم خودشو برام از دست داده............

 

نمیدونم کجام...............

خدایا راه درست و خودت نشونم بده.............

 

دستم و بگیر.....

میخوام برگردم.............

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 21:21  توسط | 
خدایا....

 

ایمان دارم که هیچی غیر ممکن نیست....

به معجزه هات تو زندگیم ایمان دارم........

 

خدایا.....به معجزه ات الان احتیاج دارم...

بدجوری احتیاج دارم....

خودت نجاتم بده.

خواهش میکنم.....

 

فقط یه معجزه

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1392ساعت 16:23  توسط | 
کمکم کن
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1392ساعت 16:14  توسط | 
سلام خداا..........

 

خودت کمکم کن که دستهام عاجزانه و ملتمسانه فقط به سمت تو درازه

 

 

 

 

خودت کمکمون کن..............خواهش میکنم......تنهام نذار..........

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 0:49  توسط | 
خدایا..........

نمیدونم کجام.....

 

تورو خدا خودت مواظبم باش و بذارم تو راهی که باید باشم..........

 

به هیچکس جز تو اعتماد ندارم......

خودت هوامو داشته باش....

 

نمیدونم چمه...

گنگم....

 

اصلا نمیدونم چه دردمه....

خواهش میکنم.....

 

خودت هوامو داشته باش......

 

میترسم........

یه چیزایی حس میکنم که برام عجیبه.

درک کردنش سخته.......

خودت هوامو داشته باش.....

 

خواهش میکنم..........

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 14:41  توسط | 
باید از عطر اقاقی تو رو آغاز کنم

با صدای خیس بارون تورو آواز کنم

از تماشای قناری به تو پرواز کنم

 

به تو پل میزنم از  بهانه هامو

از همه شبانه هامو

میرسم به تو دوباره

 

بوی عطر تو میدن ترانه هامو

پر اسمت میشن عاشقانه هامو

 

از گل و شعر و ستاره

میرسم به تو دوباره

 

به تو من میرسم از این شب نیلوفری

به تو میرسم من ازین راه خاکستری

به تو که خاطره هامو به همیشه میبری

 

به تو پل میزنم از بهانه هامو

از همه شبانه هامو

میرسم به تو دوباره

بوی عطر تو میدن ترانه هامو

پر اسمت میشن عاشقانه هامو

از گل و شعر و ستاره

میرسم به تو دوباره

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 14:36  توسط | 
خدایا اعصابم خیلی خورده چیکار کنم؟؟؟؟؟

 

خدایا یه موقع ها از خودم میترسم.........

احساس میکنم ددیوونه ای چیزی ام..........

چ میدونم..............

 

داغونم اصلا............

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 14:20  توسط | 
عاشقتم خدا...................................
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 14:35  توسط | 
خدایا..............

 

خدای من..................................

 

نمیدونم  کجام؟؟؟؟

نمیدونم چمه اصلا............

نمیدونم چی میخوام....................!!!

 

خدایا............گمت کردم.....تو پیدام کن........

 

خدایا.............

کمکم کن عوض شم.....خودت کمکم کن..........

اون قسمت وجودم و دوباره بیدار کن............

خدایا...........

امشب شب آرزوهاست.....

خدا رو ازت آرزو میکنم............

خدایا .. خدارو بهم بده..........

خدا رو به زندگیم برگردون..............

اون احساس خوب رهایی...............

کمکم کن عوض شم............

این احساس و توی وجودم نگه دار..............

خواهش میکنم..............

فقط تو میتونی کمکم کنی............

تنهام نذار..............

میخوام برگردم...............

دستم و بگیر...............

خواهش میکنم.........

 

خودت کمکم کن..........

دارم برمیگردم............

دستم و بگیر...............

خواهش میکنم...............

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 23:49  توسط | 
خیلی  احمقم....................................................................همین!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 23:37  توسط | 
خدایا............

 

اول رجبه.........

نمیدونم مثنکه شب آرزوهام هست..........

 

خدا؟؟؟؟

 

تو که از دلم خبر داری................

کمکم میکنی نه؟؟؟؟؟؟؟

 

 

خدایا ببین من چقدر پرروام که با اینهمه بد قولی بازم ازت کمک میخوام.....

ولی.......

 

من که جز تو کسیو ندارم.!!!!

 

ببخشم به خاطر کارهام..........

میبخشیم نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدایا کمکم کن..............

اینجوری دیگه نمیتونم ادامه بدم.....

خواهش میکنم کمکم کن از ته ته دل اینو بخوام.........

 

خدایا آرزوم و میدونی.........

کمکم کن بهش برسم..............

 

قسم میخورم اینسری همه چیز و یه تنه درست کنم....

تو فقط کنارم باش.............

                                 کوههارو جا به جا میکنم......

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 1:10  توسط | 
خدایا....

 

نممیدونم چطوری باید شکر کنم بودن هر لحظه تو.......

نمیدونم چجوری بگم خدارو شکر که تنهام نمیذاری............

خدایا هیچوقت تنهام نذار...............

خدایا همیشه هوامو داشته باش............

من غیر تو کسیو ندارم.............

من و ببخش و راه درست و خودت بهم نشون بده...........

خدایا من بدون تو هیچی نیستم.....

شکرت به خاطر همه چیز.........

قدرت وو جراتشو بده تو روی شیطان وایسم........

خواهش میکنم دستم و بگیر............

دستم و بگیر.............

دستم و بگیر..............

دستم و بگیر.............

دستم و بگیر..............

دستم و بگیر........

دستم و بگیر............

دستم و بگیر............

دستم و بگیر................

دستم و بگیر...........

دستم و بگیر................

دستم و بگیر............

دستم و بگیر.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 1:24  توسط | 
به من فرصت بده رنگین کمون شم

از اغوش تو تا معراج پرواز

حدیث تازه ی عشق توام من

به پایانم نبر از نو بیاغاز

 

منو نسپر به فصل رفته ی عشق

نذار کم شم من از آینده ی تو

به من فرصت بده گم شم دوباره

توی آغوش بخشایندده ی تو

 

به من فرصت بده برگردم از من

به تو برگردم و یار تو باشم

به من فرصت بده باز از سر نو

دچار تو گرفتار تو باشم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 1:19  توسط | 
تو واسم چیزه دیگه ای.......................

 

خدایا.............

اول به خاطر تو..........

بعد پدر و مادرم..............

 

انجامش میدم.......

بسم الله......

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 1:13  توسط | 
خدایا.............

 

احساس مرگ میکنم.........

نجاتم بده............

نجاتم بده

نجاتم بده

نجاتم بده

نجاتم بده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 20:30  توسط | 
خدایا.....

 

نمیدونم کجام...نمیدونم چمه.........نمیدونم چی میخوام.........

افسرده ام..............

نمیدونم کجا دوباره اشتباه کردم.......اصلا اشتباهه منه یا...!!!

 

خدایا خودت کمکم کن........نمدونم باید چیکار کنم.

نمیدونم چطوری ازین بهت بیرون بیام......

خدایا دوباره فریز شدم.....

 

حالم بده....

احساس مرگ میکنم...........

نمیدونم چی میخوام..............

نمیدونم..............

خودت کمکم کن که بدجوری داغونم...............

 

حالم خوب نیست....................

.دنیام دوباره سیاه و سفید شده.....بی رنگ شده...

زندگی و به روزام برگردون ........ 

 بهار و به روزام برگردون ...... هنوز اسیر زمستونم...

 

نمیخوام کسیو اذیت کنم...

میخوام خوب باشم........

ولی...

دارم آسیب میبینم........

از خوب بودن توی این دنیای کثیف دارم آسیب میبینم......

 

خدایا احساس مرگ میکنم...........

نمیخوام بمیرم..

نجاتم بده..........

دردمو جز تو به هیچ کس نمیتونم بگم.......

یه کم رهایی احتیاج دارم....

یه کم نفس راحت...................................وای که چه حالی میده.....

 

خدایا ....

کمکم کن.

که باز  آخر برگشتم پیش خود خودت......

دستم و بگیر که بدجوری دارم سقوط میکنم.....

هوامو داشته باش.............

التماست میکنم..............................................................................................

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 18:9  توسط | 
سلام خدا جونم...

 

اول از همه شکرت به خاطر همه چیز......

دوستت دارم..

 

خدایا؟؟؟؟؟؟

چطوری انقدر خوبی؟؟؟؟؟؟؟

خدایا چطوری من بد و انقدر دوست داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدایا باورم نمیشه............

تا به حال نشده با دل شکسته دعا کنمت و استجابتم نکنی..

تا به حال نشده از ته دلم چیزیو ازت بخوام و بهم ندی......

دوستت دارم.....

 

خدایا مرسی که همیشه کنارمی و حواست به من هست...

کمکم کن لیاقت اینهمه خوبیتو داشته باشم........

 

خدایا.

نمیدو.نم این اتفاق چطور افتاد...اصلا نمیفهمم....هنوزم نمیدونم دقیقا چی شد.!!!۱

 

واقعا دلم میخواست یکی که قدرمو بدونه و لیاقتمو داشته باشه کنارم باشه...

یه آدمی که بتونم بهش تکیه کنم...

کسی که پاک باشه....

خواستم خودت بیاریش توی زندگیم.....

و ....

بیگ بنگ....

آواردیش.................

دقیقا با همون خصوصیاتی که دوست دارم.....

یه آدم عاقل.

یه مرد .... یه مرد واقعی......

 

بهش اعتماد کردم........

میخوام باهاش ادامه بدم....... و میدونم که میتونه.......نمیدونم چرا.ولی باورش کردم....

نمیدونم.....یه جور انگار از چشماش میشه قلبشو دید.......

نمیدونم یعنی واقعا اونیه که ازت خواستم؟؟

اونی که منتظرش بودم.......

ازت مخوام خودت هوامو داشته باشی خدا جونم......

 

نمیخوام اشتباه کنم...

خواهش میکنم حواست بهم باشه.......

تو فقط از واقعیت همه چیز و همه کس خبر داری...

من این اتفاق و از طرف تو میدونم......

خودت کمکم کن.......

تنهام نذار که همش به کمکمت احتیاج دارم.....

 

کنارم باش.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 14:0  توسط | 
سلام خدا جونم...

 

خیلی وقته نیومدم...................پوزش..

خدا....

میدوی چقدر گرفتاریم زیاده........

ناراحتم............

همه ی کارام گره خورده...........

باید خودمو جمع و جور کنم اینجوری نمیشه.......

 

راستی دیروز تولدم بودااااا....

ولی خب یه تولد تنهایی و بی کیک و کادو و تبریک......

بازم شکرت.....

شکرت خدا جونم.......

 

خب......دهه ی بیستم تموم شد......

بذار ببینیم بقیش چه شکلیه..........

 

خدایا ناراحتم........

همش احساس میکنم با این کارم تو دردسر انداختمش..

نمیدونم شایدم درست بوده باشه.......نمیدونم.......

 

خدایا.سال جدید نزدیکه...

تصمیمهای خیلی زیادی گرفتم.......

خودت کمکم کن همشو انجام بدم..........

میخوام یه آدم دیگه شم.............

 

این مدت اشتباه زیاد کردم همه رو جبران میکنم .

قول میدم...

 

زندگی سخت میشود........

کنارم باش که بتونم اوی باشم که تو میخوای...

اونی که خودم میخوام.........

 

کمکم کن همه چیو توی سال جدید سر و سامون بدم...

همه چیو درست میکنم.....

 

دیگه وقتشه.......

 

خدایا خودت کمکم کن که فقط تو میتونی.........

 

 

 

خدایا این حال خوش و ازم نگیر .. این انگیزه رو ازم نگیر......

بهم فرصت و جرات و قدرت بده........

کمکم باش....کمکم باش..

 

خدایا تو فقط کنارم بااااااش....به خودت قسم کوههارو جا به جا میکنم.....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 13:39  توسط | 
خدایا تصمیمم و گرفتم حودت کمکم کن ثابت قدم باشم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1391ساعت 19:19  توسط |